حارثه بن نعمان

او از انصار و از طایفه خزرج بود و به یقینش تا آخر عمر خدشه ای وارد نشد(۱)
او در جنگهای بدر و احد و خندق و اکثر جنگهای پیامبر شرکت داشته و در جنگ حنین کنار پیامبر ماند و فرار نکرد و بعد از پیامبر همراه علی علیه السلام در جنگها شرکت داشت .
همانطور که امیرالمؤ منین فرمود : یقین بر چهار قسمت بنیان نهاده یکی رسیدن به حقایق و دیگر بینا شدن در زیرکی و . . . (۲) حارثه دارنده آن بوده است .
وقتی حضرت زهرا علیه السلام با امیر المؤ منین علیه السلام ازدواج کردند ، پیامبر به علی علیه السلام فرمود : خانه ای تهیه کن و عیال خود را بخانه خود ببر .
علی علیه السلام عرضه داشت یا رسول الله جز حارثه پسر نعمان جائی سراغ نداریم ! پیامبر فرمود : بخدا سوگند ما از حارثه شرمنده ایم که همه خانه های او را تصرف نموده ایم .
همینکه این گفته پیامبر صلی الله علیه و آله را حارثه شنید ، خدمت پیامبر آمد و عرض کرد : یا رسول الله من و مالم مخصوص خدا و پیامبر او است ، بخدا قسم نزد من چیزی از آنچه می گیری دوست تر نیست ، و آنچه شما بستانید نزد من محبوب تر از آن است که برایم می گذارید . پیامبر علیه السلام درباره اش دعا فرمود و دستور داد فاطمه علیه السلام را بخانه او ببرند .
آخر عمر نابینا شد ، از جای نماز و مکان خود تا درب منزل ریسمانی بسته و یک پیمانه خرما در کنار خود می گذاشت ، هر گاه فقیری جلو در می آمد از آن خرما برمی داشت و با راهنمایی ریسمان خود را به در می رسانید و خرما را به سائل می داد .
اهل منزل می گفتند : چرا خود را بزحمت می اندازی ما ترا کفایت می کنیم ! در پاسخ می گفت : از پیامبر شنیدم که می فرمود : با دست خود به فقیر چیزی دادن انسان را از مردن بد نگه می دارد . (۳)

۱- او دوباره جبرئیل ملک مقرب را دیده بود.
۲- و الیقین منها علی اربع شعب نهج البلاغه فیض الاسلام ص ۱۰۹۹
۳- پیغمبر و یاران ۲/۲۰۴ – الاصابه ۱/۲۹۸